تبليغاتX
تو آرزوی آخری
..::کسی که مثل هیچ کس نیست::..
فریاد فریاد
تو ساحرانه زیبایی زیبا
تو جادوی غریب تماشایی
و برق هوشیاری
 در چشمهایت رخشان
 تو مثل خواب کودکانه
شاد به افسانه ای
تو شادی بزرگ منی
 ای دوست
 تو عاشقانه باروری از مهر
 و آن جنین زیبا
 در خون و خواب و خاطره ات
می روید ناگاه
 مثل طلوع سرخگلی در باد
در روزگار اینهمه بیداد
در روزگار این همه تنهایی
 تو عدل و آفتابی
نور و نوازشی
تپشی در دل
 وزشی بر جان
در این زمان زمانه تاریکوار بودن
 وقتی که می بینم
 درد خموشوار نگاهت را
سر می گذارم آرام بر سینه ات
و چشمه وار می گویم از شوق
 تو روح بارانی

عيدت مبارك...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:57  توسط نیمه جون زخمی | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:34  توسط نیمه جون زخمی | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:33  توسط نیمه جون زخمی | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:31  توسط نیمه جون زخمی | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:25  توسط نیمه جون زخمی | 
به زمانی که پا در نهاده ای

تا دلت از جای کنده شود

نیازی به بدرقه دیدگان اشک آلود نیست

و

کرشمه انگشتان ظریفی که

شوخگینانه

بخار از شیشه پنجره به سویی می زنند

تا به خاطر چشم های عاشق بشکافد

به همان سادگی که کلاغ سالخورده

با نخستین سوت قطار

سقف واگن متروک را ترک می گوید

دل

دیگر در جای خودش نیست



به همین سادگی.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:6  توسط نیمه جون زخمی | 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:50  توسط نیمه جون زخمی | 
تموم ِ گـُلای دنیا رُ
به تو پیشکش می کنم،
بی این که بچینمشون!


+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:47  توسط نیمه جون زخمی | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:37  توسط نیمه جون زخمی | 

چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟؟؟

چه کسی می داند در پی یافتن روزنه در فردایی؟؟؟

پیله ات را بگشا...

                                  تو به اندازه ی یک دنیایی........!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 12:13  توسط نیمه جون زخمی | 
ماهی قرمز کوچکی هستم در قلب شیشه ای تو

مواظب باش دلت نشکنه که

                                      من میمیرم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 12:3  توسط نیمه جون زخمی | 

beautiful pictures are developed from negativs in a dark room,

so if you see darkness in your life

be sure that god is making a beautiful picture for you...!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 12:1  توسط نیمه جون زخمی | 
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی...اما حال که دعوت شدی

تا می توانی زیبا" برقص"

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 11:52  توسط نیمه جون زخمی | 

مهتاب باران می شود با یاد تو شب های من

رنگی دگر دارد ز تو بیداری و رویای من

بر لب سخن گم می کنم آن دم که از ره میرسی

این خط روشن را بخوان بر صفحه سیمای من

چون عزم رفتن می کنی در چشم غمگینم نگر

اندوه را پیدا ببین در اشک نا پیدای من

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 7:51  توسط نیمه جون زخمی | 

همه می گویند

زندگی بدون روزهای بد نمی شود

بدون اشک و درد و خشم وغم

اما من می گویم

زندگی بدون عشق نمی شود

و عشق هم بدون دل سپردن ممکن نیست

دل سپردن بدون رها شدن نمی شود

و رها شدن بدون یکی شدن بی معنی است

 دوست دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 9:51  توسط نیمه جون زخمی | 

امشب از آسمان دیده تو

روی شعرم ستاره می بارد

در سکوت سپید کا غذها

پنجه هایم جرقه می کارد

شعر دیوانه تب آلوذم

شرمگین از شیار خواهش ها

پیکرش را دوباره می شوزد

عطش جاودان آتش ها

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

از سیاهی چرا حذر کردن

شب پز از قطره های الماس است

آن چه از شب به حا می ماند

عطر سکر آور یاس است

آه!بگذار گم شوم در تو

کس نیابد ز من نشانه من

روح سوزان و آه مرطوبت

بوزد بر تن ترانه من

آه!بگذار زین دریچه باز

خفته در پرنین رویاها

با پر روشنی سفر گیرم

بگذرم از حصار دنیاها

دانی از زندگی چه می خواهم

من تو باشم,تو,پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره بود

بار دیگر تو,بار دیگر تو

آن چه در من نهفته دریایی ست

کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین طوفانی

کاش یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو می خواهم

بدوم در میان صحراها

سر بکوبم به سنگ کوهستان

تن بکوبم بکوبم به موج دریاها

بس که لبریزم از تو می خواهم

چون غباری ز خود فرو ریزم

زیر پای تو سر نهم آرام

به سبک سایه تو آویزم

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 0:15  توسط نیمه جون زخمی | 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی:"از این عشق حذر کن!

                                لحظه ای چند بر این آب نظر کن!

                                    آب آیینه عشق گذران است!

                                       تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است!

                                            باش فردا که دلت با دگران است!

                                            تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن!"

با تو گفتم:"حذر از عشق؟ندانم

              سفر از پیش تو هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی!من نه رمیدم نه گسستم"

با تو گفتم:"تو صیادی و من آهوی دشتم!

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم!

حذر از عشق ندانم!

سفر از پیش تو هرگز نتوانم!"

اشکی از شاخه فروریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت!

اشک در چشم تو لرزید!

ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم نرمیدم

 

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم!

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم!

نه کنی دیگر از آن کوچه گذار هم...!

 

بی تو اما به چه حالی من از ان کوچه گذشتم...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 10:11  توسط نیمه جون زخمی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 20:4  توسط نیمه جون زخمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
من در این تاریکی
من در این تیره شب جانفرسا
زائر ظلمت گیسوی توام

نوشته های پیشین
اسفند 1386
مهر 1386
آذر 1385
آبان 1385
تیر 1385
خرداد 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM